السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

160

تفسير الميزان ( فارسي )

مؤلف : از ظاهر اين روايت و روايت قبليش و روايتى كه در اين معنا رسيده برمىآيد كه تهديد در اين دو آيه راجع به كسانى است كه از راه حق منحرف مىشوند ، در عين اينكه از مسلمانان هستند ، و راجع به كفار قريش نيست . و در احتجاج از امير المؤمنين ( ع ) روايت آورده كه در حديثى طولانى فرمود : و اما آيه * ( « وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا » ) * خود يكى از براهين نبوت رسول خدا ( ص ) است كه خداى تعالى به او ارزانى داشته ، و به وسيله آن حجت را بر ساير خلائق تمام كرده ، براى اينكه بعد از آنكه نبوت را به وسيله آن جناب خاتمه داد و او را به عنوان پيامبر براى تمام امتها و ساير ملل قرار داد اين امتياز را به او داد كه به آسمان عروجش داد ، و در آن روز همه انبياء ( ع ) را برايش جمع كرد ، و رسول خدا ( ص ) از نبوت همه آگاه شد ، و آنها چيزهايى از عزائم خدا و آيات و براهين او برايش به عنوان ارمغان بيان كردند . . . مؤلف : اين معنا را قمى هم در تفسير خود به سند خويش از ابى الربيع از ابى جعفر ( ع ) در پاسخ از سؤالات نافع بن ازرق روايت كرده « 1 » . و نيز الدر المنثور آن را به چند طريق از سعيد بن جبير و ابن جريح و ابن زيد روايت كرده است « 2 » .

--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 284 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 19 .